تبلیغات
ابرمیم - مطالب ابر ترانه

ابرمیم

سیاهه‌های و بافته‌های مجید ابراهیمیان

شنبه 4 فروردین 1397

میون یک بیابون، آخر یک خیابون، یه نور فیروزه‌ای بود، یه آسمون تنهایی بود
یه آسمون که رو زمین نشسته، یه مرهم قلبای زار و خسته
گاهی آروم، گاهی پر از صدا بود، هر طرفش چشمه، بارون، صفا بود
گنبدش از رنگِ فلک قشنگ‌تر، فیروزه‌ش از فیروزه رنگ‌به‌رنگ‌تر
فواره‌هاش آب‌بازی رو دوس دارن، اوج میگیرن، نیتِ پابوس دارن
مردمش از سنگِ حیاط سفیدتر، سفیدتر از سفیدتر از سفیدتر
هرکسی حالی داره، قال و مقالی داره
ماه به دلِ مردمِ رو به گنبد، حسود میشه با نگاهای نیم‌قد
چشمِ حسود کور باشه، اینجا همه‌ش نور باشه
مسجد اگه اسمِ شما روش باشه، دردسرِ رفت‌وآمد نوش باشه
یه شب که از هزار تا ماه بهتره، بهتره هرکی به تو مشغول‌تره
بندِ دلا بسته به طاقِ ایوون ، پرنده‌ها خسته، ولی غزلخون
کاش آب و دونم بدی، اشکِ روونم بدی
یک گوشه کز کرده قناری امشب، بیا تا جون نداده از اشک و تب
هیچ‌چی به جز اسمِ شما یادم نیست ، درد زیاده اما چرا یادم نیست
صد دفعه تسبیحمو جا گذاشتم ، یادت میاد اونو کجا گذاشتم؟
گذاشتمش تا برداریش، دونه‌به‌دونه بشمریش، بشمری دلتنگیامو، بشکنی شبرنگیامو
خونه تو کجاست؟ توی بیابون؟ پس چرا ما راحت تو خونه‌هامون؟

اشک دلم بند نمیاد دوباره، غنچه لبخند نمیاد دوباره

آپلود عکس" alt="" />

  • نظرات() 
  • سه شنبه 29 اسفند 1396

    سر گیسوی تو دارم

    عاشقم من، بی‌قرارم

    می‌خوام امشب واسه دستای یخت گرما بیارم

    می‌خوام از فلسفه چشم سیات سردربیارم

    حالا که نیستی کنارم

    حالا که نمیشی یارم

    شده چار فصل دلم غم، تو زمستون یا بهارم

    مثل یاکریم یول گیج می‌خورم، این شده کارم

    مثل گرگای بیابون ول و هارم

    زهر مارم

    از عسل‌ها در فرارم

    باید امشب عینهو ابرا ببارم

    شب سرمای پاییز، شب شب لرزه‌های زارم

    اگه بشمرم برات دار و ندارم، می‌بینی نداشته‌های بی‌شمارم

     

    نه حساب و حال زندگونی دارم

    نه توان و تاب رفتن زیر دارم

    آخ به چشمی که فرورفته بهش لطمه خارم

    آخ به خلوتی که نیست گوشه غارم

    تا بزارم

    تا بنالم از صمیم دل برای موندنم تو شب تارم

     

    به تو آخرش همه‌ش رو می‌سپارم

    گوش عالم کر میشه از این هوارم

    چشم دریا کور شد از گرد و غبارم

    آخه با کی بگمت؟ گلم، نگارم

    با کدوم جونوری من تو رو در میون بذارم؟

     

    تنگ می‌خوام تموم آسمونا رو فشارم

    بس که لای این دو آسیا به آسیب و فشارم

    درد بیهوده‌ای از تو مونده اینجا یادگارم

    گور به گور شدم، شبا یک خواب آسوده ندارم

    پشت یک گله خیال خالی از فایده سوارم

    کاش نبودم یا نمی‌کردی شکارم

    آخ که دیگه طاقت شعرو نیارم

    چون نمی‌دونم همون که گفتمش گفتم و چارم

    اما این بارون آذر شده همرنگ آذارم[1]

    من عاشق شدم، اگرچه یخده عقل یله دارم

     

    2 آذر نودوسه



    [1]  آذار: ماه نخست بهار در تقویم رومی

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها