چقدر این شب تاریک سایه کم دارد
به قد عرش خدا این سیاهه غم دارد

نه هست دلبری امشب که نور خانه شود
نه هست خانه‌ای امشب که دلبرم دارد

چو موج وحشی دریای حضرت نوح است
و تا ابد سر دیوانگی یم دارد

بجوش ای همه غوغا که در نهان منی
وجود ما هوس صد تکان بم دارد

اگر به جام من و جان جام می ریزند
صدای ناله تاریخ جام جم دارد

تو بوده‌ای که پس از تو صفی پر از صفر است
سیاهه‌لشکرکی کز محیط نم دارد

کدام راه بپویم خدای راننده؟
نبینم آخر این جاده‌ها که خم دارد

مرا به سجده فروکن که سر نیارم زیر
برای هر عدمی، تا تویی چه کم دارد؟

تیر نود

  • برچسب ها: غزل،