ای مفضل!
این خلق همه حیرانند و کورانند و مستانند و در طغیان خود تردد می‌کنند. و به طواغیت و شیاطین خود اقتدا می‌کنند. بینایان‌اند در ظاهر و کورانند در باطن که هیچ نمی‌بینند. سخن‌گویانند ولیکن در حقْ گفتن لال‌اند که هیچ نمی‌فهمند. و شنوایان‌اند اما در شنیدن حق کرانند که هیچ نمی‌شنوند. راضی شده‌اند به دنیای دون و گمان می‌کنند که هدایت یافتگانند.

میل کرده‌اند از راه اصحاب زیرکی و کیاست و چریده‌اند در مراعی ارباب رجاست و نجاست. گویا ایشان از ناگاه رسیدن مرگ ایمنان‌اند و از جزا و پاداش عمل بر کرانند.

وای بر ایشان! چه بسیار خواهد بود شقاوت و محنت ایشان. و بسی دور و دراز خواهد بود عنا و مشقت و محنت ایشان. و چه بسیار خواهد بود بلا و مصیبت ایشان در روزی که فایده نبخشد یاری به یاری، و یاری کرده نشود مگر کسی که خدا رحم کند او را.

  • نظرات()