جای تأسف است، برای خودم بیشتر از هر کسی البته، که باز گوش به حرف این و آن دادم و فاصلۀ حق و باطل را رعایت نکردم. خبرگزاری‌ها نوشته بودند راجع به یک شهید بهایی‌مذهب است. بنده نیز حماقتی را که از آن فراری‌ام مرتکب شدم و همان جملات را برای بقیه بلغور کردم. بسیار برای خودم متأسفم.

دیشب همراه دوست منتقد و آگاهم، علی کرمی، در باغ کتاب تهران این فیلم را دیدم. نشده بود که در جشنواره تماشایش کنیم. سالنی مجلل و شلوغ، مملو از خانواده‌های ظاهراً مذهبی که در پایان فیلم نیز دستی به افتخارش نزدند. که تشویق هم داشت حتی. هرچند شخصاً دست‌زن نیستم! نقدها به کنار، فیلم خوش‌تصویر و مناسبی بود.

با دو چشمان خویشتن دیدم که شهید این فیلم زردشتی بود. از فشاری که بر روانم وارد شد، فقط بی‌اختیار لبخند می‌زدم. واقعاً یافتن مفری برای امان‌یابی از رسانه‌ها و جماعتی که زیر علم و کتل‌شان بی‌خبر سینه‌زن‌اند، کار آسانی نیست. به خدا پناه می‌‎برم از شرّ نفسم.