لاتاری روایتی از عشقی نوجوانانه است و گره به مسائل حاکمیتی و نمایاندن دوگانۀ به‌اصطلاح افراطی و معتدل در جریان انقلاب اسلامی می‌خورد. فیلم با طرح درست مسئلۀ غیرت، نیمی از راه را خوب پیش می‌رود. ولی در جهانی نمایشی مهدویان، راه حل‌ها محدود است و اغلب به فاجعه می‌انجامد. ایرانِ لاتاری در تمام مسائل خانوادگی، اجتماعی و سیاسی‌اش به بن‌بست خورده و فرار تنها مجال ممکن نسل جدید است.

سیمای جریان دینی داخلی در فیلم، در جهان نامی جز این ندارد: داعش؛ چهره‌ای تندرو، بی‌منطق و تروریست. با چنین وصفی، هواداری نیروهای انقلابی از این گونۀ سینما جای تأمل دارد. مهدویان با شلوغ‌کاری‌های حرفه‌ای‌اش، مخاطبان را گیج کرده و با قلقلک نقاط حساس بدنۀ جامعه، حرف ناصواب خود را در پوششی جذاب به دیگران پذیرانده است. لاتاری با چهره‌ای آراسته، برای مسئله‌ای درست، راه حلی نامناسب معرفی می‌کند و با ژستی بی‌طرفانه قضاوت خود را به مخاطب القا می‌کند.

 

نقد کامل